روش مضراب زدن برای سه تار

پس از قرار گرفتن دست راست روی کاسه و قرار گرفتن انگشتان به نحوی که در قبل گفته شد ، به وجود آوردن آرامش و جلوگيری از هر گونه انقباض دردست راست ( کتف ، بازو و ساعد ) از نکات اوليه مضراب زدن می باشد.
.برخلاف آنچه که هنرجويان ميِپندارند ، هيچگونه نيرو يا فشاری برای  عمل مضراب زدن نبايد اعمال شود (زيرا در اين صورت نوازنده ای که يک ساعت سه تار مينوازد بايد با خستگی عضلات مواجه شود که در واقع اين طور نيست.)
اعمال هر گونه نيروی زائد و فشار در حين مضراب زدن ، نه تنها باعث سفتی دست راست خواهد شد ( در بخش آموزش دست چپ خواهيد ديد که انقباض دست راست باعث سفتی دست چپ نيز خواهد شد ) ، بلکه اثر منفی در صدا دهی  ساز نيز خواهد داشت.

3tar8

 

تنها شيوه صحيح مضراب زدن استفاده از سنگينی  و وزن انگشت اول ( سبابه )  ميباشد. برای رسيدن به اين مهم رعايت نکات ذيل ضروری است.
1- در سه تار حرکت از  پايين به بالا  را ” مضراب راست ” و از بالا به پایین را ” مضراب چپ ” مي نامند.
2- اندازه ناخن انگشت اول حدود 3 الي 4 ميلي متر و به شکل گرد و بدون زاويه  باشد.
3- انگشتان ديگر ( مخصوصا سوم و چهارم ) کاملا بدون ناخن بوده ، در غير اين صورت امکان قرارگرفتن نوک انگشتان با صفحه سه تار ميسر نخواهد بود.
4- بعضی از هنرجويان به غلط عادت دارند با سر ناخن مضراب می زنند.محل صحيح اصابت ناخن به سيمها ، کناره سمت چپ ناخن است . در اين حالت کناره ناخن به صورت مماس با سيمها برخورد خواهد کرد و باعث کندن سيمها نخواهد شد.
5- برای استفاده بهينه از وزن انگشت ، به هنگام مضراب زدن ، بازکردن انگشت اول (بندهای انگشت اول کاملاً باز شود) ضروری می باشد. در اين حالت انگشت از حداکثر وزن برخوردار می باشد و به هنگام برخورد با سيم صدايی مطبوع ، عميق و حجيم به وجود خواهد آمد که باعث هيچ گونه سفتی و فشار نيز در دست نخواهد شد.
برخلاف آنچه هنرجويان می پندارند ، صدای قوی در سه تار ، ارتباطی با محکم زدن مضراب ندارد.ريشه به وجود آمدن صدای حجيم ، در انتقال صحيح نيروی وزن انگشت به وسيله ناخن بر روی سيمها میباشد. واضح است که با ارتفاع کم انگشت ، به هيچ وجه نيرويی به وجود نخواهد آمد و صداها پوک خواهند شد. هنرجويان بايد دقت نمايند که از مضراب زدن با ارتفاع کم اکيداً خودداری کنند. تاثير تمرکز بر روی نحوه انتقال نيروی انگشت به وسيله ناخن بر روی سيمها ، از نکات بسيار مهم در عمل مضراب زدن میباشد و هنر آموزان بايد به صورت مدام اين امر مهم را به هنرجويان تذکر دهند.
6- برای مضراب زدن انگشت اول بايد کاملاً باز شود . دقت شود که در مضراب زدن برای به وجود آوردن سنگينی بيشتر ، انگشت حتماً از بند سوم (محل اتصال انگشت به کف دست ) خم شود. طبیعی است که در اين حالت بند دوم نيز کاملاً خم خواهد شد ، اما بند اول به هيچ وجه نبايد خم شود. پس از برخورد کناره سمت چپ ناخن به سيم ، نوک انگشت انتهای شست را لمس نماید.
7- دقت شود هنگام حرکت انگشت اول ، انگشت دوم که در فضا آزاد ميباشد همراه با  انگشت اول و به موازات آن حرکت داشته باشد. هنرجويانی که انگشت دوم آنان حرکت نداشته باشد در آينده دچار انقباض و سفتی دست  و در مضراب زدن با مشکل مواجه خواهند شد.
8- هنرجويان می بايست بين 3 تا 4 جلسه مطالبی را فقط با مضراب راست و به صورت آهسته ( از سریع و پشت هم مضراب زدن خودداری شود زيرا در اين صورت انگشت ، زمان لازم را برای باز شدن نخواهد داشت) تمرین کنند و سپس به مضراب چپ بپردازند .
9 – برای مضراب چپ ، حرکت از انتهای انگشت شست ( جايی که مضراب راست خاتمه پيدا کرده ) آغاز ميشود و پس از برخورد نيمه چپ ناخن به سيم و باز شدن کامل بندهای انگشت خاتمه پيدا میکند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اصول اولیه سه تار

روش نشستن
برای مشاهده تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک کنید

1- هنرجوی مبتدی برای تمرينات می تواند از صندلی نیز استفاده کند .
2- به هنگام نشستن بر روی صندلی ، از تکيه دادن پرهيز شود وحتما ً تقريباً  از وسط صندلی استفاده شود .
3- براي راحتي بيشتر ميتوان پاي راست را بر روي پاي چپ قرار داد.

4- تمرکز در جهت آرامش فيزيکی بدن وجلوگيری از هرگونه انقباض ، گرفتگی وسفت شدن عضلات بدن از مواردی است که در کليه مراحل تمرينات به صورت خيلی جدی بايد به آن توجه کرد .

3tar1

 

 

 

 

 

 

شيوه قرار دادن سه تار

قرار گرفتن سه تار (1)

3tar2

 

 

 

 

 

 

1- قرار گرفتن قوس كاسه سه تار بر روي پاي راست به طوري كه صفحه سه تار كاملاً عمود بر ران پا باشد.
2- شيب دسته سه تار به گونه اي باشد كه با خط افق زاويه 30 درجه بسازد.بر خلاف تار ، وزن دسته سه تار بر روي دست چپ تحمل مي شود از اين رو مناسب تر است كه هنرجويان از سه تار هايي استفاده نمايند كه وزن دسته آنها سنگين نباشد. هنرجويان توجه نمايند كه بالا بردن بيش از حد لازم دسته سه تار باعث بروز خستگي در دست چپ خواهد شد.
3- دست راست به حالت شل و بدون انقباض به گونه اي روي كاسه سه تار تكيه كند كه پائین ساعد از بالاي سيم گير و روی کاسه عبور نمايد و بند مچ ( محل اتصال كف دست به ساعد ) تقريباً بالاي خرك قرار گيرد. دقت شود در اين حالت مچ هيچگونه  شكستگي  نداشته  و كاملاً صاف باشد . وزن دست (كتف ، بازو، ساعد) كاملاً روي كاسه قرار گرفته باشد.
4- كف دست كاملاً به طرف صفحه سه تار قرار داشته باشد.
برای مشاهده تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک کنید

5- انگشت شست كاملاً صاف بر روي صفحه قرار گيرد به طوريكه هيچگونه تماس با سيم چهارم نداشته باشد.
6- نوك انگشتان سوم و چهارم به حالت عمود و بدون فشار روي صفحه قرار گيرد .
7- انگشتان اول و دوم به حالت كاملاً آزاد در فضا قرار بگيرند.

 

 

سه تار

تاریخچه سه تار

سه تار از خانواده ی تنبور قبل از اسلام می باشد. کاسه ی آن از چوب درخت توت ساخته شده و دارای بیست و پنج یا بیست و شش پرده می باشد. از نام آن بر می آید که دارای سه سیم است. اما یک سیم چهارم نیز بعدها به آن افزوده شده است. این افزایش به

نوازنده ی سه تار قرن دوازده هجری شمسی، مشتاق علی شاه، تعلق می یابد. این سیم که «واخوان» نامیده می شود، نسبت به نت تکیه یا نت اصلی دستگاه مورد نظر کوک می شود ولی نواخته نمی شود بلکه نوسان آن به همراه سیمهای دیگر، آن نت اصلی را به نوازنده و به شنونده یا آوری می کند.بدلیل صدای ظریف و طنین اندازش، که نتیجه ی در نظر گیری ممنوعیت موسیقی در دوران گذشته در ساخت آن میباشد، سه تاز ساز مورد علاقه ی عرفا و اهل تصوف بوده است. گفته می شود که مشتاق علی شاه، در مقابله با آنهایی که تلاش بر از بین بردن موسیقی داشتند، سه تارش را «چوب سگ زنی» نامیده بود.در عصر ناصری (۱۲۲۹ـ۱۲۷۷ه.ش.)، میرزا عبدالله ، فرزند آقا علی اکبر خان فراهانی و جمع آورنده و تشکیل دهنده ی «ردیف» موسیقی ایرانی، ازنخستین کسانی بود که سه تار را، مانند تار، یکی از سازهای پایه ی این موسیقی دانست و خود او نیز علاوه بر تار، نوازنده ی سه تار چیره دستی بود. پس از او، درویش خان و ابوالحسن صبا، از جمله استادانی بودند که در بالا بردن آشنایی عام با سه تار و ادامه ی مکتبمیرزا عبدالله آثار بسیار با ارزشی را به جای گذاشتند. اما تا اواسط قرن چهارده ه.ش. سه تار هنوز جایگاه خود را به عنوان ساز پایه نیافته بود ودر اکثر اوقات ساز دوم نوازندگان به شمار می رفت. با به وجود آمدن رادیو و پخش مرتب اجراهای استادان موسیقی ایرانی از این طریق، دسترسی مردم به این هنر آسان تر شد و حضور احمد عبادی فرزند میرزا عبدالله و از اولین استادانی که سه تار را ساز اصلی خود به شمار می بردند، در برنامه های رادیو، این ساز را در بین مردم محبوب ساخت.

 

۲:
سه تار سازی است از خانواده ی ساز های زهی – زخمه ای دسته بلند که طبق تحقیقات و نظر محققان پیدایش ساز های زهی – زخمه ای در ایران بوده است.
سه تار را منشعب و فرم تکمیل شده و پیشرفته ی تنبور و دوتار می دانند.
اصولاً تحقیقاتی که در ساز ها به وجود آمده بر اساس نیاز های روحی ، اجتماعی و یا صدادهی بهتر ساز و ایجاد توانایی بیشتر در نواختن نغمات بیشتر بوده است.
بشر نخستین نیز که موسیقی را یک نیاز روحی حس کرده بود ، با الهام از اصوات طبیعی مانند وزش باد در نیزار و یا صدای کشیده شدن زه کمان اقدام به ساختن ساز هایی نموده است که به مرور زمان دستخوش تغییراتی شده اند.
سه تار نیز از این امر مستثنی نیست و از نظر ظاهری ( ساختمان) و نحوه ی صدادهی پیشرفت هایی داشته است و تکمیل تر شده است.
مخترع سه تار و زمان پیدایش آن دقیقاً مشخص نیست ولی در زمان قاجار یک از ساز های اصلی موسیقی
ایرانی محسوب می شده که با آن به اجرای ردیف می پرداخته اند.
در رسالات الموسیقی نوشته ی الکبیر فارابی (۸۳۷-۹۵۰م) و نیز جامع الالحان و قفاصدالاحان نوشته ی عبد القادر مراغه ای (وفات ۱۴۳۵ م) که هر دوی آنان از موسیقی دانان زمان خود بوده اند ، اشاره ای به این ساز نشده است.
در زمان صفویه سازی به نام چهار تار نواخته می شده است که از نوازندگان آن در تاریخ مکتوب موسیقی ، استاد شهسوار و استاد شیخ حیدر ر ا نام برده اند .
همچنین سازی به نام شش تار وجود داشته که دارای شش سیم بوده و سیم های آن دوتا دوتا کوک می شده است.اختراع شش تار را به رضاءالدین شیرازی نسبت می دهند.کاسه ی آن تقریباً به شکل کاسه ی تار ( نیم گلابی) ولی بزرگتر بو ده است.
شش تار کاربرد چندانی نداشته و از نظر ظرافت صدا به پای سه تار نمی رسد به همین دلیل به مرور زمان جای خود را به سه تار داده است که هم از نظر ساختمان و هم از نظر صدادهی پیشرفته تر است.سه تار در ابتدا سازی محلی بوده است و بعد به دلیل صدای گرم و گیرا و حمل و نقل آسان و نیز بیان کلیه حالات و نغمات موسیقی ایرانی به تدریج رواج بیشتری پیدا کرده و امروزه به یکی از ساز های ملی ما تبدیل شده است.
به نظر می رسد فرد یا افرادی که اقدام به ساخت و طراحی این ساز نموده اند در ذهن خود سازی را به تصویر کشیده اند که دارای اندازه ی مناسبی بوده و بتوان با آن به اجرای ردیف موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی و کلیه ی نغمات آن پرداخت که در این کار موفق بوده اند و با طراحی مناسب و پرده بندی دقیق طبق فواصل موسیقی ایرانی سه تار را ساخته اند.
واژه ی سه تار از دو بخش تشکیل شده است :
۱)سه :که معنای مشخصی دارد.
۲)تار : ریشه ی این واژه به زبان سانسکریت می رسد که در آنجا «تره» نامیده می شود و به معنی رشته یا وتر نسبتاً بلند می باشد.
همانطور که از نام این واژه بر می آید سه تار باید سازی باشد با سه رشته سیم ، ولی با مشاهده ی کنونی آن در روی ساز چهار سیم می بینیم که با نام آن هم خوانی ندارد ، علت آن است که در زمان های گذشته سه تار دارای سه سیم بوده است و یکی از نوازندگان سه تار به نام مشتاق علی کرمانی یک رشته سیم دیگر به آن افزوده است که در پیشرفت صدادهی و طنین و زنگ صدای ساز تأثیر به سزایی داشته است.
این سیم هم اکنون «سیم واخوان» و یا به اسم مبتکر آن «سیم مشتاق» نامیده می شود. این سیم سومین سیم سه تار از پایین است و فاصله کمی با سیم چهارم «سیم بم» دارد که این دو در هنگام نواختن با هم روی دسته ی ساز گرفته می شوند (که در نت ها به این شکل نشان می دهند(۸ . در واقع در هنگام نواختن سه تار، سه تار (دارای سه رشته تار ) محسوب می شود. روایت افزودن سیم واخوان توسط مشتاق علی کرمانی از استاد ابوالحسن صبا نقل شده است.صدای گرم و گیرای سه تار هر شنونده ای را که دارای اندکی ذوق باشد مجذوب خود می کند.این صدا با روحیات لطیف و خاص ایرانی همخوانی خاصی دارد و نشان از فرهنگ والای ایرانی می دهد که یک ساز دارای چنین قدرت تأثیر گذاری وظرافتی و لطافتی می باشد.
نوازنده ی سه تار در هنگام نواختن آن چنان با احساس ساز را در آغوش می گیرد که گوی جزئی از وجود نوازنده شده است ،و نوازنده احساساتش رااز آن تراوش می کند و در فضای اطراف انرژی خاصی را ساطع می کند.
سه تار در هنگام نواخته شدن کاملاً با بدن نوازنده در ارتباط است و سیم های آن بدون هیچ واسطه ای از قبیل مضراب های گوناگون ، آرشه یا وسایل دیگر به ارتعاش در می آید. مضراب آن تنها ناخن انگشت دست می باشد.
هنگامی که نوازنده ای ناخن روی سه تار می کشد ،گویی ناخن و زخمه بر زخم های دل عاشق کشده می شود و داغ دل عاشق را زنده می کند. این آوا یاد آور غم هجران یار است ، آوایی بهشتی که سوز آن دل هر عاشقی را می سوزاند.این ساز عرفانی یکی از ساز های دراویش می باشد که با آن نیاز های روحی و معنوی خود را ارضاء می کنند.
سه تار جایگاه والای معنوی و احترام خاصی دارد. این ساز جنبه ی مجلسی و بازاری ندارد و از آن برای اخرای موسیقی متعالی ایرانی استفاده می شود.
ضرب المثلی در مورد سه تار است که :« صدای سه تار برای دو نفر زیاد و برای سه نفر کم است.»
این جمله خود گویای این موضوع است که حجم صدای سه تار نسبتاً کم است و در فضای باز کاربرد چندانی ندارد و بیشتر در ضفا های بسته مانند اتاق نواخته می شود که صدای آن بیشتر به گوش برسد.
در ابتدا روش آموزش سه تار به صورت سمعی و نقل سینه به سینه بوده است.بدین ترتیب که شاگردان در محضر استاد حاضر می شدند و باید به دقت به نغمات و گوشه های نواخته شده توسط استاد گوش می دادند و آن ها را به خاطر می سپردند.
ولی در زمان استاد علینقی وزیری با ورود نت به موسیقی ایرانی دستور های آموزشی برای این ساز نگاشته شده است.
سه تار جزء ساز هایی است که از ۱۵۰ سال پیش تاکنون باقی مانده است و دارای شخصیتی مستقل می باشد و عواملی نظیر به وجود آمدن ساز تار (سلطان موسیقی ایرانی) نیز نتوانسته اند باعث زوال و نابودی این ساز شوند و سه تار همواره طرفداران خاص خود را داشته است.و از نوازندگان آن می توان:
استاد حسین علیزاده ، استاد جلال ذوالفنون ،استاد محمد رضا لطفی ، استاد شهنازی ، استاد مجید درخشانی و … را نام برد.
زحمات تمامی این استادان را که نگهبان فرهنگ ایرانی بوده اند را سپاس می گوییم.

 

۳:
سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه می‌زنند.سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

 

تاریخچه:
سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد که سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آندو رامعمولاً سیم «بم» مینامند. با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر به این ساز را درک کرده و سه‌تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود). سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علی شاه به این ساز افزوده است.برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.
اجزا:
ساز سه‌تار دارای دو قسمت کاسه و دسته است. در انتهای دسته پنجه قرار دارد که محل قرارگرفتن گوشی‌هاست.
سه تار دارای چهار سیم به این شرح است:
سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
سیم دوم یا سیم زرد از برنز
سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است.
سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
کاسهٔ سه‌تار از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور بوده ولی کوچک‌تر از آنها می باشد. درازای کاسه سه‌تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر است و معمولاً از چوب توت یا گردو ساخته می‌شود.
روی کاسهٔ سه‌تار با تخته‌ای نازک از چوب پوشیده شده است که به آن صفحه گفته می‌شود. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صدا است و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد.
درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است. بعضی از سازندگان برای زیباتر شدن و همچنین برای افزایش عمر مفید ساز، از نوعی استخوان که معمولاً استخوان شتر است برای پوشاندن دسته استفاده می کنند.
خرک قطعه‌ایست متحرک که روی صفحه و به فاصلهٔ سه انگشت از انتهای کاسه قرار دارد. عرض خرک سه‌تار بین ۵ تا ۶ سانتی‌متر و ارتفاع آن کمتر از ۱ سانتی‌متر بوده و از جنس چوب ساخته می‌شود. سیم‌ها پس از عبور از خرک از محل دسته رد شده و توسط شیطانک به گوشی‌ها می‌رسند.
سیم‌گیر در بخش پایانی کاسه ساز قرار دارد و برای نگهداری سیم‌ها استفاده می‌شود. در گذشته سیم‌گیر را بیشتر از جنس استخوان می‌ساختند، اما امروزه نوع چوبی آن معمول‌تر است.
شیطانک بین قسمت اصلی دسته و پنچهٔ ساز قرار می‌گیرد و جنس آن از استخوان و یا پلاستیک است. کاربرد شیطانک در هدایت و تقسیم‌بندی سیم‌ها در قسمت بالای دسته می‌باشد.
سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با چرخاندن گوشی‌ها می‌توان ساز را کوک کرد.
پرده ها نخ‌های باریکی از جنس رودهٔ حیوانات و یا ابریشم هستند که در عرض دستهٔ سه‌تار به صورت سه‌لایی و چهارلایی بسته می‌شوند و وظیفهٔ تقسیم‌بندی فواصل موسیقایی را برعهده دارند. تعداد پرده‌ها ۲۶ عدد است که که یکی از آن‌ها قبل از شیطانک بسته می‌شود و فاصلهٔ آن با شیطانک در صدای سه‌تار موثر است. شایان ذکر است امروزه به مدد دیدگاه متجدد اساتید ساخت ساز نظیر استاد محمدرضا ژاله استفاده از پرده هایی از جنس نایلون کمک با ارزشی به نوازندگان سه تار به حساب می اید. چرا که این جنس پرده اولا حرکت دست نوازنده به روی دسته را اسان تر نموده ثانیا اجرای تکنیک
ویبره ( لرزش ) با دست چپ را میسرتر از قبل نموده و ثالثا هیچگونه تغییری بر رنگ صوتی این ساز ندارد.
سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجایی که که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.
اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، آثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور می‌شد کاملاً متفاوت است. البته میبایست اشاره کرد که در سه تار نوازی مدرن تجربه استفاده از مضراب سیمی تجربه ای موفق بوده و با ایجاد صدایی شفاف و کریستالی کمک شایانی به گسترش امکانات این ساز عجیب نموده است . اجرای تک سیم هایی خاص و همچنین افزایش قدرت اجرای دینامیک‌های مختلف نیز از مزایای استفاده از مضراب سیمی در نوازندگی است.
هر چهار سیم سه‌تار می‌توانند توسط گوشی‌هایی که در انتهای دسته تعبیه شده کوک شوند.
نت پایهٔ کوک سه‌تار و تار معمولاً نت دو برای سیم یکم است و بقیه سیم‌ها بر اساس سیم اول کوک می‌شوند. نت ِ دوی مورد استفاده در سه‌تار، در پیانو سی وسط (Middle C) است. نت دو در موسیقی ایرانی معمولاً یک پرده پایین‌تر از نت دو در موسیقی کلاسیک، و برابر با سی بِمُل در دیاپازون است.
بعضی اوقات برای تمرین از پایه نت لا برای کوک سیم یکم استفاده می‌شود چرا که صدای ساز بم‌تر بوده و گوش نوازنده را آزار نمی‌دهد. دلیل دیگر برای استفاده از نت ِ لا شل‌تر بودن سیم‌هاست و در نتیجه آسیب کمتری به سیم رسیده و عمر مفید آن بالا می‌رود؛ در عین حال که اجرای تکنیک‌هایی مانند مضراب ریز روی سیم شل آسان‌تر است.
معمولا برای هر دستگاه کوک خاصی در نظر گرفته می‌شود، اما بسته به دستگاه، احساس نوازنده و تم آهنگ مورد نظر می‌تواند متفاوت باشد. عوض شدن کوک ساز در هر دستگاه و آواز در موسیقی ایرانی منجر به عوض شدن حال و هوای آهنگ‌ها می‌شود اما می‌توان با استفاده از کوک ِ دستگاه‌ها و آوازهای مختلف، آهنگ‌های مربوط به دستگاه و یا آوازی دیگر را نواخت.
نامگذاری سیم‌ها برای کوک قراردادی است. به این معنی که لازم نیست کوک سیم همان نت دیاپازون باشد. برای مثال در حالتی که قرار باشد سیم اول روی نت دو کوک شود و سیم دوم روی نت سل، می‌توان هر دو را یک پرده پایین‌تر آورد و سیم اول را روی نت سی‌بمل و سیم دوم را روی نت فا کوک کرد. در موسیقی سنتی ایران می‌توان هر دستگاه را با کوک‌های مختلف اجرا کرد که در اینجا متداول‌ترین آنها معرفی می‌شود.
حالت‌های کلی کوک سیم ۱ سیم ۲ سیم ۳ سیم ۴
صدای ریز با سیم‌های سفت و کشیده دو سل دو دو
سیم‌ها دو نیم‌پرده بم‌تر کوک شوند سی‌بمل فا سی‌بمل سی‌بمل
سیم‌ها سه نیم‌پرده بم تر کوک شوند لا می لا لا
به علت پایین‌تر بودن نت دو در موسیقی سنتی ایرانی نسبت به موسیقی کلاسیک به میزان یک پرده، کوک ِ «سی بمل، فا، سی بمل، سی بمل» همان کوک ِ «دو، سل، دو، دو» شناخته می‌شود. در واقع، نامگذاری این کوک ( که در اینجا کوک ماهور است) به عنوان «دو، سل، دو، دو» برای راحتی کار نوازندگان و هنرجویان است تا نسبت فاصله بین نت مورد استفاده در سیم یکم تا سیم دوم را که ۵ نیم پرده است، درک کنند.
کوک شور:دستگاه شور مادر دستگاه های موسیقی ایران است و تمامی دستگاه ها و آواز ها ( به جز دستگاه چهارگاه ) از شور مشتق می شوند. کوک های متداول شور:
شور سل : « دو؛ سل؛ دو؛ فا » که البته با کوک « دو سل دو دو » نیز هارمونی دارد.
شور ر : « دو؛ سل؛ ر؛ ر ».
شور دو : « دو؛ فا؛ دو؛ دو ».
شور لا : « دو؛ سل؛ لا؛ ر ».
متعلقات شور:آوازهای ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی، بیات کرد و بیات اصفهان با اینکه از متعلقات دستگاه شور هستند، اما هر یک دارای کوک ِ جداگانه‌ای هستند. ( امروزه آواز بیات اصفهان از متعلقات دستگاه همایون خوانده میشود که در قدیم اینگونه نبوده و در واقع متعلق به شور است و فقط ربع پرده با شور تفاوت دارد. )
نوازندگان پیشین:
میرزا عبدالله، درویش خان، ابوالحسن صبا، احمد عبادی، نور علی برومند، یوسف فروتن، سعید هرمزی، داریوش صفوت.
نوازندگان کنونی:
جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش پیر نیاکان، عطا جنگوک، داریوش طلایی، کیوان ساکت، مسعود شعاری، بهداد بابایی، حمید متبسم، کیهان کلهر، محمد فیروزی، آریا عظیمی نژاد، کیا طبسیان، امیرحسین پورجوادی، قشنگ کامک.

منبت کاری

انواع منبت کاری چوب

انواع منبت کاری از نظر ابعاد و اندازه کار

منبت کاری می تواند به صورت یک تکه یا چند تکه انجام شود. هرگاه منبت کاری بر روی چوب بزرگ یک تکه انجام شود، منبت یک تکه و هرگاه منبت کاری بر روی تکه های کوچکی انجام شود، منبت چند تکه خواهد بود. به عنوان مثال بدنه چوبی یک مبل استیل با منبت کاری قسمت های مختلف مانند پایه ها، دسته و تاج به صورت یک تکه و اتصال آنها با یکدیگر ساخته می شود.

monabbat-pic-9

تصویر: منبت کاری یک تکه و چند تکه در تاج یک بوفه

انواع منبت کاری از نظر روش کنده کاری

به طور کلی، کنده کاری بر روی چوب به 2 صورت انجام می گردد که عبارتند از حکاکی و برجسته نمایی.

کنده کاری به روش حکاکی، با گود کردن طرح در داخل چوب انجام می گیرد بطوریکه نقش روی چوب پایین تر از سطح زمینه قرار گیرد. در حالی که در برجسته نمایی، طرح مورد نظر به صورت برجسته بر روی چوب کنده کاری می گردد.

روش برجسته نمایی بر حسب حجم کنده کاری، به 4 نوع مختلف تقسیم می شود که عبارتند از:

منبت سطحی :که در آن نقش برجسته از سطح زمینه کار بیرون نیامده و با حاشیه کنار کادر هم سطح است.

منبت نیمه عمیق: که در آن نقش برجسته از سطح زمینه کار بالاتر می آید
منبت عمیق: که در آن برجستگی ها زیاد شده و رویه کار کاملا بیرون می زند
پیکره:که در آن تمامی نقش برجسته از سطح کار بیرون آمده و در واقع کار زمینه ندارد

در شکل زیر یک اثر منبت کاری عمیق نشان داده شده است که قسمتی از آن بصورت حجم از سطح کار خارج شده است. با این حال در این کار می توان انواع مختلف منبت کاری سطحی، نیمه عمیق و عمیق را به خوبی در آن مشاهده نمود.

monabbat-pic-8

تصویر (1): انواع مختلف منبت کاری سطحی، نیمه عمیق و عمیق در یک تابلوی هنری

monabbat-pic-10

تصویر (2):منبت کاری چهره استاد شهریار به شیوه پیکره تراشی

تعریف منبت کاری

در صنایع تزیینی چوب، هنر کنده کاری نقوش بر روی چوب را منبت کاری (Wood Carving) می گویند و منبت كار (Wood Carver) نیز كسی است كه عمل كنده كاری روی چوب را انجام می دهد؛ هر چند نقاشان و معماران نیز نقشی را كه اندكی از زمینه خود بلندتر باشد منبت می گویند. به طور معمول، منبت كار در طبیعت تصرف می كند و تخیل خود را بر چوب اعمال می كند، زیرا با وجودی که در طراحی گل و شاخه و برگ های منبت کاری، از طبیعت الهام گرفته می شود اما مانند آنها در طبیعت موجود نیست.

 منبت کاری چوب، هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری بر روی چوب براساس نقشه های طراحی شده که منبت کار با استفاده از ابزار منبت این طرح را براساس مهارت خود و نوع طرح در مدت زمان معینی کنده کاری می کند.

در هنر منبت، هنرمندان منبت کار با چند قلم و اسکنه ای فلزی ذهنیات خود را با خطوط کوفی، نقوش اسلیمی، ختایی و گل، مرغ، شیر، فیل، طرح های هخامنشی و … بر روی چوب کنده کاری می کنند.

در منبت کاری چوب، طرح و نقش بصورت برجسته روی زمینه کار قرار می‌گیرد. البته در برخی دیگر از رشته‌ های هنری چوبی مثل خراطی، ابزار زنی، معرق کاری نیز نوعی کنده کاری اجرا می‌شود، اما نمی‌توان به آنها عنوان منبت کاری اطلاق نمود، زیرا منبت کاری، نوعی کنده کاری غیرهمگن برای رسیدن به نقش برجسته مطابق با طرح های مورد نظر است.

monabbat-pic-1

 

 

 

 

 

 

 

 تصویر (1): طرح منبت کاری اسلیمی بر روی یک درب چوبی

monabbat-pic-2

 

 

 

 

 

 

 

تصویر (2): طرح منبت کاری اروپایی بر روی چارچوب یک پنجره چوبی

monabbat-pic-3

 

 

 

 

 

 

 

تصویر (3): طرح منبت کاری تایلندی بر روی یک تابلوی چوبی

monabbat-pic-4

 

 

 

 

 

 

 

تصویر (4): طرح منبت کاری روسی به صورت پیکره تراشی

تاریخچه منبت کاری

شاید بتوان آغاز تاریخ منبت كارى را زمانى دانست كه نخستین بار انسان با ابزارى برنده، چوبى را تراشیده است.به استناد تاریخ، تعداد بسیار اندکی از اشیاء چوبی منبت کاری شده از دوران اولیه بشر به جا مانده است، زیرا چوب عمر زیادی نداشته و پس از مدتی نه چندان طولانی، بر اثر گرما، رطوبت یا سایر فعل و انفعالات، پوسیده یا بر اثر آتش سوزی تبدیل به خاکستر می شود.

قدیمی ترین نمونه منبت کاری شده، تندیس چوبی نیم متری معروف به «شیخ آل بلد» است که متعلق به 2500 سال قبل از میلاد بوده و در منطقه «کارناک» مصر در سال 1860 کشف شده است.

monabbatkari

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر: پیکره چوبی «شیخ آل بلد» مربوط به 2500 سال ق.م، که در موزه قاهره نگهداری می شود

همچنین قدیمی ترین مجسمه جلوی کشتی که تا امروز محفوظ مانده، سر اژدهای خوفناکی است که بر روی کشتی «وایکینگ ها» قرار دارد. کشتی های بسیاری در کشور اسپانیا با کنده کاری های مختلفی که از سینه تا انتهای کشتی را در بر می گرفت تزئین می شدند. در کتاب عهد عتیق نیز از مبلمان و اسباب و اثاثیه های چوبی منبت کاری یاد شده است.

monabbat-pic-6

 

 

 

 

 

 

تصویر: سر چوبی اژدهای کشتی وایکینگ ها مربوط به 850 سال ق.م

«میکل آنژ» و «دوناتلو»، قطعات چوبی بسیاری را برای کلیساها و قصرها کنده کاری کرده اند.

«گرینلینگ گیبونز»، منبت کار انگلیسی _ آلمانی تبار، مجموعه نفیسی از کنده کاری های زیبا برای پادشاهان انگلیس ساخته است. مهارت و استادی وی در زمینه منبت کاری گلها، شاخه و برگها و میوه ها، بی همتا بوده است.

monabbat-pic-7

 

 

 

 

 

 

 

تصویر: یکی از شاهکارهای هنری «گرینلینگ گیبونز»

در ایران نیز منبت کاری یکی از ارزشمندترین هنرهای سنتی بوده است. در میان آثار سنگی شوش و تخت جمشید، پاره ای کنده کاری ها روی چوب دیده می شود. در دوره ساسانى از رویه کوبی با نقش های هندسی و انتزاعی بر روی كلاف هاى چوبى منبت استفاده می شده است. بعد از ظهور اسلام و با توجه به گسترش ساخت مراکز و مساجد اسلامی، هنرمندان ایرانی جزء اولین کسانی بودند که تمامی توان و استعداد خویش را صرف تزئین مساجد کردند و به موازات هنر نمائی معماران، کاشی کاران، سنگ تراشان، گچ برها و منبت کاران نیز جذب فعالیت در این زمینه شدند و آثاری بسیار ارزنده ای را به وجود آوردند. از آن دوره انواع ضریح ها و منبرهای منبت کاری شده به جای مانده است.

قدیمی ترین اثر منبت موجود در ایران که متعلق به نیمه اول قرن سوم هجری است، یک لنگه در چوبی متعلق به مسجد جامع عتیق شیراز است که در دوره «عمر ابن لیث صفاری» ساخته شده و دارای زیرسازه ای از چوب تبریزی بوده و روی آن با خلال هایی از چوب گردو و نقوش پرضلع بسیار زیبایی زینت شده است. اما اوج شکوفایی این هنر باستانی در میان صنعت گران در زمان صفوی بوده است. آثار این دوره در مراکز مهمی همانند مقبره های امامان یا منبرها، رحل های قرآن، دسته های خنجر، ستون های چوبی مساجد و زیارتگاه های اصفهان و قزوین به وضوح دیده می شود.

نمونه دیگری از شاهکارهای آن دوره که اکنون دست نخورده باقی مانده است، درب مدرسه شاه سلطان حسین صفوی و درب بسیار زیبای آرامگاهی متعلق به شاهزاده حسین از دوره شاه طهماسب قزوین است.

منبت کاری در حال حاضر همچون صنایع دستی دیگر، در گوشه و کنار کشور به خصوص در شهرهای اصفهان، شیراز، آباده، شاهرود، گلپایگان و تهران به حیات خود ادامه می دهد.

اصول نوازندگی ویولن قسمت دوم

شست چپ:
توجه به چگونگی نگهداری شست چپ در حالت صحیح و نکاتی که مربوط به این انگشت و ناحیه ی متصل به آن در کف دست چپ است، همواره باید مورد توجه نوازندگان ویولون باشد.

همانطور که در حالت طبیعی دست، شست چپ به فرم کشیده قرار داشته و در بند اول و آخر آن ( که همان مفصل پیوند دهنده انگشت شست به دست می باشد ) شکستگی ندارد، نیازی نیست تا در هنگام دست گیری یا نواختن ساز نیز، شست چپ دچار شکستگی گردد.

تذکر-7: ناکل انگشتان ( knuckles )ردیف مفاصل پیوند دهنده آخرین بند انگشتان به دست است و ترتیب شمارش بند انگشتان در این سلسله مقالات به صورت اختیاری، از سوی سر انگشت به سمت ناکل انتخاب گردیده است.

تذکر-8: در بند اول امکان به وجود آمدن دو شکل شکستگی در شست وجود دارد. نخست شکستگی به سمت داخل که باعث می گردد تا سر انگشت به سمت گریف متمایل گردد و دوم شکستگی به سمت خارج که باعث منحرف شدن سر انگشت به سمت چپ نوازنده یا همان خارج گریف است.

در حالت نخست شکستگی ( با توجه به عدم استفاده از انگشت شست در حالت عمومی ویولون نوازی )، باید توجه داشت که انحراف سر انگشت شست به سمت گریف باعث می گردد تا در هنگام انگشت گذاری شست برای دیگر انگشتان ایجاد مزاحمت نماید که این مزاحمت، در هنگام انگشت گذاری نوازنده بر روی سیم سل به حداکثر میزان خود می رسد.

shekaste-dakheli2

 

 

 

 

شکستگی اشتباه شست به سمت گریف از دیگر سو، شکستگی شست به سمت داخل باعث بوجود آمدن نوعی گرفتگی یا انقباض در انگشت شست و هم ناحیه ای از کف دست چپ که با شست مرتبط است نیز می گردد که علاوه بر ایجاد خستگی زود هنگام دست در تمرین، سرعت نواختن را نیز کاهش می دهد.

در حالت دوم شکستگی، انحراف شست به سمت خارج باعث می گردد تا از میزان تسلط در نوازندگی کاسته شود. همواره شست و کناره اولین انگشت دست چپ، بیشترین میزان نقش را در دست گیری ساز ایفا می کنند و انحراف خارجی شست از میزان اتکای دست بر دسته ساز و توان نوازنده در دست گیری ساز می کاهد.

تذکر-9: در بند آخر شست، معمولا تنها شکست داخلی رخ می دهد. این نوع شکستگی اشتباه که باعث بوجود آمدن نوعی برآمدگی در ناحیه داخلی کف دست که با شست مرتبط است می گردد، از دامنه حرکتی دیگر انگشتان دست چپ می کاهد.

shekaste-khareji

 

 

 

 

تذکر-10: پس از این مقدمه به شایع ترین نوع اشتباه نوازندگان، در رابطه با شکستگی شست چپ می پردازیم و آن حالتی است که از ترکیب حالات اشتباه بالا رخ می دهد. در این حالت اشتباه، شست از بند اول و آخر به صورت توامان به “سمت داخل” می شکند. بروز این حالت در دست باعث می گردد تا نوازنده از مجموعه ی ایرادات هر یک از شکست های اشاره شده در بالا رنج برده و دچار ضعف در نوازندگی گردد.

sdcvaefvs

 

 

 

 

تذکر-11: در حالت کلی، بهتر است شست چپ نسبت به گریف تا نقطه ای که میان سر انگشت و اولین بند آن قرار دارد ( یا نقطه میانی اولین بند)، بالا آورده شود.

رعایت این نکته باعث می گردد تا “فاصله میانی” لازم بین دست چپ نوازنده و زیر دسته ساز به اندازه ای متعادل وجود داشته باشد.(البته مقدار این فاصله بر اساس شکل و اندازه ی دست نوازندگان متفاوت است.)*

halate-sahih

 

 

 

 

آرنج چپ:
در حالت قرارگیری دست چپ در “پوزیسیون های پایین تر” گریف ویولون بهتر است تا آرنج چپ دقیقا در زیر وسط ویولون و یا در زیر امتداد گریف قرار گیرد و بهتر است سعی شود تا در این ناحیه، آرنج بیش از اندازه به سمت راست و یا چپ متمایل نگردد.

تذکر-12: در صورتی که آرنج بیش از اندازه به سمت چپ متمایل گردد، نوازنده در انگشت گذاری بر روی سیم سل دچار مشکل می گردد و به سختی می تواند انگشتانش را به سیم آخر ویولن برساند.

این حالت بحرانی در انگشت چهارم دست چپ، حتی برای نوازندگانی که دارای انگشتان بلند و کشیده نیز هستند، مشکل آفرین است.

moch

 

 

 

 

شیوه اشتباه در متمایل ساختن آرنج به سمت چپ  

تذکر-13: در صورتی آرنج بیش از اندازه به سمت راست متمایل گردد، نوازنده در انگشت گذاری به شکل صحیح بر روی سیم می، دچار مشکل می گردد.**

*چنانچه دست چپ نسبت به دسته ساز زیادتر از حد، بالا رود و یا بیش از اندازه پایین تر نسبت به دسته ساز گرفته شود، در هر دو فوق حالت فاصله میانی اشاره شده در بالا از بین می رود و باعث پدیدار شدن اشکالاتی در نحوه و شکل انگشت گذاری بر گریف می گردد که در بحث انگشت گذاری به آن اشاره خواهد شد.

** در بحث انگشت گذاری این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

اصول نوازندگی ویولن قسمت اول

انگشت گذاری دست چپ:
3/1/1: اصل ماندگاری انگشتان بر یک سیم:

هنرجو در مراحل ابتدایی آموزش، همواره باید هنگام انگشت گذاری بر گریف به اصل ماندگاری انگشتان توجه داشته باشد. هر چند پس از طی مراحل اولیه نوازندگی، این امر کمتر توسط نوازندگان حرفه ای مورد توجه قرار می گیرد.

.

پایبندی هنرجو در مراحل ابتدایی آموزش به اجرای صحیح این اصل، باعث می گردد تا اولا ذهن هنرجو به درکی صحیح تر از نحوه چیدمان انگشتان در وضعیت های متفاوت انگشت گذاری با فواصل مختلف دست یابد و ثانیا توانایی فیزیکی هنرجو برای نگهداری همزمان انگشتان در وضعیت های نامتعارف انگشت گذاری افزایش یابد و ثالثا بر میزان توانایی هنرجو در گذاشتن یک انگشت بر گریف به شکل مستقل از دیگر انگشتان افزوده گردد.

اصل ماندگاری انگشتان بر یک سیم:
هرگاه انگشت گذاری در یک سیم به ترتیب از انگشت اول به بعد انجام پذیرفت نوازنده بایستی علاوه بر نگهداری انگشت آخر، انگشتان گذاشته شده قبلی را نیز، بر روی گریف نگاه دارد اما اگر انگشت گذاری به شکل نامنظم و بدون ترتیب انجام پذیرفت، دیگر نیازی بر گذاشتن همزمان انگشتان ماقبل بر روی گریف وجود ندارد.

برای مثال، اگر بر روی سیم -لا- اجرای پشت سر هم نت های لا تا می در پوزیسیون اول مطرح باشد، نبایستی پس از نواخته شدن هر یک از نت های این مجموعه انگشت متناظر با آن را از روی گریف برداشت. اما در صورتی که بلافاصله پس از اجرای سیم آزاد نواختن نت – ر- مطرح باشد، نیازی به گذاشتن همزمان انگشتان اول و دوم با انگشت سوم وجود ندارد و انگشت سوم می تواند به شکل مستقل بر روی گریف گذاشته شود.

البته باید توجه داشت اجرای این اصل در مجموعه های کوچکتر انگشت گذاری نیز به همین شکل صورت می پذیرد. برای مثال در اجرای پشت سر هم نت های دو، ر، می بر روی سیم لا نبایستی انگشتان دوم و سوم را پس از اجرای نت های – دو – و – ر – برداشت و برای نواختن نت- می – بلافاصله پس از نت – سی – نبایستی انگشتان دوم و سوم را بر روی گریف گذاشت و در این حالت انگشت چهارم به تنهایی بر روی گریف می نشیند.

تذکر-14:
اجرای این اصل در یک پوزیسیون، بستگی به شکل فواصل موسیقایی انگشتان آن نسبت به یکدیگر ندارد.

3/1/2: نحوه انگشت گذاری:

sahih-helali-2

 

 

 

 

شیوه صحیح قرار گرفتن انگشت دوم به صورت حلالی 

همواره در هنگام انگشت گذاری موارد زیر بهتر است به شکل همزمان رعایت گردد تا به شکلی صحیح از انگشت گذاری دست یابیم:
3/1/2/1: در هنگام انگشت گذاری بر روی گریف ویولون لازم است تا انگشتان به صورت هلالی بر روی گریف گذاشته شوند.

اگر انگشت از بند اول خود به سمت داخل بشکند و به اصطلاح انگشت به جای شکل هلالی به صورت هشتی گذارده شود این امر به مرور زمان باعث ایجاد دردناکی انگشت در این ناحیه گشته و از دیگر سو از میزان احاطه نوازنده در انگشت گذاری می کاهد.

ghalat-8T

 

 

 

 

شیوه غلط قرار گرفتن انگشت اول

3/1/2/2: همواره در نواختن، بایستی سیم از ناحیه نشیمنگاه سر انگشت گرفته شود و از دخالت ناخن در انگشت گذاری جلوگیری گردد و انگشت در هنگام نشستن بر روی گریف نبایستی به فرمی قرار گیرد که ناخن نوازنده با سیم درگیر شود و به عبارت دیگر نوازنده سیم را با ناخن بگیرد.*

در این حالت اشتباه، از میزان قوس داخلی انگشتان و شکل هلالی آنها کاسته می گردد و برای انگشت گذاری، به ناحیه سر انگشت فشاری بیشتر از حد لازم، وارد می گردد و همچنین از میزان تسلط در انگشت گذاری کاسته شده و در عین حال از میزان استقلال انگشتان نسبت به یکدیگر در هنگام نواختن کاسته می گردد.

nakhoon0-ghalat

 

 

 

 

شیوه غلط قرار گرفتن ناخن روی سیم 

3/1/2/3: هرگاه در امتداد درازای انگشت خطی فرض کنیم که این درازا را به دو نیمه سمت چپ و راست قسمت کند، لازم است تا نوازنده ویلون با نیمه سمت چپ نشیمنگاه سر انگشت، بر روی گریف انگشت گذارد.

زیرا اولا با توجه به فاصله اندک میان سیم ها در ویلون در صورتی که سیم با نیمه سمت راست انگشت گرفته شود، انگشت تا حدود زیادی بر روی سیم بم تر مجاور قرار می گیرد و در صورتی که نیاز به اجرای نتی با شماره انگشت پایین تر بر روی سیم بم تر به طور همزمان( اجرای دوبل ) و یا بلافاصله پس از آن باشد، اجرا با مشکل همراه خواهد شد.

sahih-helali-3

 

 

 

شیوه صحیح قرار گرفتن انگشت سوم به صورت حلالی

ثانیا انگشت گذاری با نیمه راست نشیمنگاه سر انگشت، در بسیاری از هنرجویان منتهی به شکستگی مچ چپ به سمت راست می گردد که مطلوب نیست.( رجوع شود به بند 3/1/2- مچ )

3/1/2/4: به غیر از زمانی که اجرای کنت ها(به فتح کاف) یا همان فواصل پنجم مورد نظر نوازنده است، در سایر مواقع با رعایت موارد بالا بایستی به گونه ای انگشت گذاری انجام پذیرد که سیم زیرتر مجاور، آزاد باشد.

sahih-helali-4

 

 

 

 

شیوه صحیح قرار گرفتن انگشت چهارم به صورت حلالی
تذکر-15:
انگشت گذاری زمانی به بهترین شکل انجام می پذیرد که بند شماره: 1/1/2 مربوط به چرخش دست به درستی انجام پذیرفته باشد.

*به همین منظور لازم است تا نوازنده ناخن را تا حد ممکن کوتاه نگاه دارد.

قطعات ویولن

قسمت های ساز ویولن عبارتند از :

آرشه : یا کمان ترکه ای چوبی است که رشته های مویی دم اسب،

در طول آن کشیده شده است و به دو سر آن ثابت شده است

تنه : جعبه ای که مابین تخته ی روئی و تخته ی زیرین و جداره های

طرفی محصور شده است.

دسته یا گردان : در واقع دنباله ی چوب آبنوس تکیه سیم هاست که

محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ی

ویولن قادر است ، در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند ، انتهای

دسته به جعبه ی کوچکی ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور

گوشی های کوک پیچیده می شوند.

خرک : بین سیم ها و طبله ی ویولن قرار گرفته و فشار سیم ها آن را

عمود نگه می دارد. نقش خرک ان است که ارتعاش سیم ها را به طبله

و به جعبه ی ویولن منتقل می کندو نیز در داخل جعبه میله ای چوبی

تقریبا زیر خرک ، اندکی بلند تر از جدار طرفی قرار داده شده که شکل

گرده ماهی ، طبله و زیره را حفظ می کند.

گریف : از آبنوس ساخته شده است و در طول گردن ویولن چسپیده

است و تا میانه ی جعبه ی ساز ادامه دارد . گریف جایی است که

نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می چسباند و به این ترتیب طول

سیم را کوتاه می کند و نت های مختلف را می نوازد.

تا آخر تنه ی ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا

پلاستیک به دکمه ای که در قسمت پایین جدار تعبیه شده بند می شود.

سیم ها : سیم ها از جعبه ی کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب

آبنوس ، تکیه گاه سیم ها ادامه یافته ۷ از روی خرک عبور کرده و در

سیم گیر مهار می شود . سیم های ویولن قبلا از روده ی گوسفند

«زه» ساخته می شد. امروزه در سیم های بم تر ، روی روده سیم

فلزی نازکی می پیچند و در سیم های زیر تر از مفتول فلزی تنهااستفاده می شود.

نخستین سازندگان معروف ویولن در ایتالیا پیدا شدند .

«گاسپارو داسالو» نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین

ویولن ها در شهر کرمونا ساخته شدند.

«آندره اماتی» و فرزندش «نیکولا اماتی» و شاگردش «آنتونیو استرادیواریوس»

بهترین ویولن های دنیا را تا کنون ساخته اند.

سیم گیر : از آبنوس ساخته شده است و در فاصله ی اندکی با خرکنقش این ساز چه در کنسرت های بزرگ و چه به طور جمعی وانفرادی ، آنقدر پر اهمیت است، که آن را «شاه ساز ها» گفتند.

ویولن از کجا آمد است؟

عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.

تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا که

موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.
اواسط قرن 17 بود که ویولن بعنوان یک ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.

روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab که تنها یک سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.

جالب هست که بدانید خیلی زود ایرانیها و ترک ها این ساز را برای خود بومی کردند و سبک ها و روشهای مخصوص به خود برای کوک کردن و نواختن آن ابداع کردند.